روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

134

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

اسب و چهارپاى باركش آماده ساختند . شب را نيز در دهى دور تر مانديم كه خوراك فراوان براى ما آوردند و قول دادند كه تا فردا اسب تازه نفس براى ما تهيه كنند . بدينگونه آنچه نياز ما بود ، برايگان بما دادند زيرا كه درين كشور ( كه تيمور بر آن حكومت مىكند ) عادت برين جارى شده است كه هر جا كه توقف ميكرديم اعم از اينكه روز بهنگام عبور باشد يا شب كه ميمانديم براى ما فرش از خانه‌ها ميآوردند و باحترام ما را مىنشاندند . آنگاه سفره‌اى چرمين روى ميزى ميگستردند ، اين سفره‌ها مانند چرمهاى گرد ( قرطبىها ) است كه ما آن را گوآراماسير * ميخوانيم ، آنان اين را سفره مينامند و بر آن نان ميچينند . نان مردم اين دهكده‌ها بسيار نامرغوب است و به طرز عجيبى تهيه مىشود . كمى آرد برميدارند و آن را ورز ميدهند و قرص نانى ميسازند و ساج را بر آتش نهاده و گرم ميكنند . سپس خمير نازك را بر آن مياندازند و به مجرد آنكه گرم شد و پخت آن را برميدارند . اين تنها نانى بود كه درين دهات براى ما ميآوردند . بر روى اين سفره‌هاى چرمى گوشت فراوان ميگذاردند و نيز كاسه‌هاى شير و خامهء بسته با تخم مرغ و شير ميچيدند . در حقيقت بهترين خوراك را براى ما ميآوردند . در همهء خانه‌ها با ما همينطور رفتار ميكردند و آنجا كه شب ميمانديم آنقدر خوراك ميآوردند كه از خوردن آن عاجز بوديم . در هر دهكده‌اى كه ميرفتيم بىدرنگ در برابر ما كدخدايان ميآمدند و از آنجا كه فرستادهء تيمور نيز چنان كه گفته شد با ما بود ، هر چه به ايشان امر ميكرد از خوراك تهيه ميكردند و كدخدايان موظف بودند كه خوراك و آب و خدمتگار براى خدمت ما آماده كنند . در صورتى كه وى اين فرمانها را بسرعت اجرا نميكرد چنان كه سفير تاتار ميرنجيد ، بفرمان سفير مزبور كدخدا با چوب يا تازيانه ضربات بسيار مىخورد . بطورى كه اين امر مايهء شگفتى ما گشته بود . بدينطريق مردم همهء اين دهكده‌هايى كه بر سر راه ما بود مورد بازخواست واقع ميشدند . در واقع به مجرد آنكه اين ارباب جغتايى * پديدار ميشد ، همهء مردم در صدد يافتن نهانگاهى بودند كه